اتاق فکر و هم اندیشی 1

هوالمجید

 

سلام

امروز جلسه اتاق فکر که گفته بودم برگزار شد. من بودم و آقای ادیب و خانم مرادی و آقای کاظمی که کتابدار یه کتابخونه دیگه هست و یکی از ارشاد به نام خانم آرام والا و یه آقایی که من آخرش نفهمیدم رشته تحصیلیش چی بود و دقیقا چه کاره بود. آخه هی می گفت من اونجا اینجوری می کنم اونجا اونجوری می کنم اینور رفتم اونور رفتم با فلانی همکاری دارم با فلانی کار می کنم چند روز پیش با فلانی رفته بودیم جایی و هی چرت و پرت می گفت. ایشون که یادم رفته فامیلیشون رو همسر یکی از کتابداران شهرستان هستن تو یه کتابخونه دیگه.

البته سه نفر دیگه هم قرار بود باشن که نیومدن.

قرار بر این شد که به غیر از آقای ادیب و خانم مرادی که به دلایلی نخواستن مستقیم تو گروه باشن ما هفت نفر شدیم هسته اصلی اتاق فکر. البته آقای ادیب و خانم مرادی هم هستن در کنارمون ولی ما هفت نفر اصلی هستیم.

هدف از تشکیل این اتاق فکر یا بهتر بگم وظیفه این گروه اینه که راه حل هایی برای بیشتر کتاب خوندن افراد جامعه ارائه بده. قرار بر این شد که اولیت کاری ما باشه روی خانم های خانواده یا بهتر بگم مادران. چون مادران در تربیت خانواده محوریت دارن و اگه ما بتونیم یک مادر رو با کتاب همراه کنیم اون خانواده با کتاب همراه میشن. یا تلاش کنیم که اگر مادر خودش نمی تونه کتاب بخونه این زمینه رو برای فرزندان ایجاد کنه که کتاب بخونن. حالا باید از جلسه بعدی بشینیم روی این موضوع صحبت کنیم که چه کارهایی تو این رابطه می تونیم انجام بدیم.

این یه بحث که بحث اصلی بود.

بحث دیگه این بود که یه فراخوان بذاریم و از علاقه مندان دعوت کنیم که بیان تو این جلسات شرکت کنند و راهکار ارائه بدن.

یه طرحی هم خود نهاد کتابخونه ها داره که قراره توی مهرماه تو پاکدشت انجام بشه. اونم اینه که عده ای از افراد بیان و یک کتاب رو معرفی کنن و درباره اون صحبت کنند. گفتیم می تونیم از این طرح هم استفاده کنیم و تو سطح شهرستان از این جلسات داشته باشیم تا افراد بیشتری بتونن شرکت کنن.

طرح های دیگه ای هم ارائه شد مثل استفاده از این شبکه های اجتماعی موبایلی و طرح های دیگه. کلا امروز میشه گفت که این طرح ها عنوان شدن و باید تو جلسات بعدی روی این طرح ها کار بشه و عیب و ایراداشون برطرف بشه. ببینیم اصلا کدوم طرح خوب هست یا کدوم طرح به درد نمی خوره. اونایی هم که به درد می خوره چطور باید اجرا بشه و باقی ماجرا.

جلساتمون هم قراره که هر دوهفته یکبار پنج شنبه ها برگزار بشه.

کلا جلسه خوبی بود و اگه ادامه پیدا کنه که ان شاء‌الله ادامه پیدا می کنه می تونه خیلی مفید باشه.

 

اما من چی گفتم اونجا؟

خب من دوتا مطلب رو بیان کردم و از خودم مثال زدم. گفتم که خوب من تو این سه چهار سال اخیر خیلی بیشتر با کتاب ارتباط برقرار کردم و می تونم بگم دلیل اصلیش هم بوکی هست. وقتی با این شبکه آشنا شدم و یکی دوتا مطلب در مورد کتابا گذاشتم و دیدم که می تونم با دیگران در مورد کتاب ها صحبت کنم برام خیلی جذاب بود و این باعث شد که من بیشتر کتاب بخونم و سعی کنم که معرفی خوبی از کتاب داشته باشم. این می تونه خیلی تاثیر گذار باشه که بتونی یک کتاب رو بخونی و بیایی در موردش صحبت کنی و نظرت رو بگی. حتی یادمه یه مدت تب جلال آل احمد خونی تو شبکه راه افتاده بود و همه سعی می کردن که کتاب هایی که از ایشون معرفی شده رو بخونن و یا کتابی که معرفی نشده رو بخونن و اونو معرفی کنن. من فکر می کنم اگه بتونیم یه همچین طرحی رو حالا یا به صورت مجازی مثل بوکی یا واقعی مثل همین جلساتی که نهادگذاشته داشته باشیم و چند وقت یه بار دورهم جمع بشیم و در مورد کتاب ها صحبت کنیم می تونه موثر باشه.

مطلب دومم هم در مورد الگوهای داخل خونه بود. اول مادر و بعد پدر. من باز ازخودم مثال زدم که وقتی کوچیک بودم چون بچه آخر هستم میدیدم که همه با کتاب سرو کار دارن منم علاقه به کتاب پیدا کردم. یه بچه نگاه می کنه به بزرگترشو حرکات اونو در نظر میگیره. چون اونا رو بزرگ می دونه فکر می کنه که اگه خودش هم مثل اونا رفتار کنه یعنی بزرگه. مثلا اگه بزرگترا کتاب بخونن اونم ژست کتابخونی می گیره و خواه نا خواه با کتاب مأنوس میشه. اگه ما بتونیم این الگوها مخصوصا مادر رو که فکر می کنم تاثیر گذاری زیادی روی بچه ها به خاطر تربیت اونا داره رو با کتاب آشتی بدیم این بچه ها  هم با کتاب آشتی می کنن و در چند سال آینده که این بچه ها بزرگ شدن و خودشون پدر یا مادر شدن این تاثیر رو روی بچه های خودشون می ذارن و این چرخه می تونه ادامه داشته باشه.

 

راستی عکس هم ازمون انداختن. احتمالا یک شنبه میرم اونجا. اگه تونستم عکس ها رو می گیرم و براتون میذارم لبخند

/ 5 نظر / 11 بازدید
انارک

سلام به اقای پازوکی عضو فعال اتاق فکر کتابخونه:) خییییییلی خوشحالم بابت فعالیت فکری و عملی و فرهنگی تون دراین اتاق فکر و خیلی دلم خواست که اونجا می بودم :) آخرش معلوم نشد که چرا شما رو انتخاب کردن برای شرکت در جلساتشون؟؟:) گفتین اتاق فکر یاد یکی از مطالب اینترنت افتادم که توی دوران کارشناسیم خوندم، نوشته بود چه چیز خوبیه این اتاق فکر وم زایای خوبی داره اما گاهی اوقات به حاشیه کشیده میشه و مثلا توی ادارات و اینا میان ی اتاقی و در نظرمی گیرن و فقط برای ظاهر قضیه ست و بارش فکری درش وجود نداره... اما از صحبتای شما پیداست که که این اتاق فکر شما خیلیم فعاله و برای همین باز م میگم من دلم خواست اونجا می بودم:))) نمیدونم شاید خدا خواست و منم ی روز شرکت کردم توی مثلا همایشی که برای صحبت راجب کتابا برگزار میشه:) ان شاءالله که همچنان به کارتون ادامه بدین و نتایج خیلی خوبیم بگیرین :) نظرات شمام خیلی ملموس بود و من قبولشون دارم:) راستی صحبت اولتون راجب اون آقا غیبت نبود احیانا"؟؟:)))) [سوال][نیشخند]

بهاره

جای ما خالی بوده پس[مغرور] خیلی خوبه که مسئولین شهرستانتون انقد به فکر هستن طرح هایی که ارائه داده بودید خیلی خوب بود اگه عملی بشه عالیه. ان شاا.. که مردم ایران قدر کتاب رو بیشتر بدونن

فریاد در سکوت

سلام چه عالی خیلی خوبه، واقعا خانم مرادی اومده که کاری انجام بده ان شالله موفق باشید

یه همکار

دوست دارم همه ی مطالبتون رو بخونم.اما وقت کم دارم...روان می نویسید و خودمانی.[گل]

یه همکار

سلام. صبح تون بخیر و شادی. چشم.سر فرصت حتما میرم.[لبخند][گل]