علم برای همه
وبلاگی در رابطه با مطالب علمی، آموزشی، کتاب، شعر و ... 
قالب وبلاگ
نويسندگان
پيوندهای روزانه

هوالکاشف الضر

 

گزارش چهارمین جلسه اتاق فکر مورخ 12/06/1394

حاضرین:

سرکار خانم مرادی

سرکار خانم آرام والا

جناب آقای مولایی

جناب آقای فارغی

و بنده امین پازوکی

به خاطر رنگ‌آمیزی اتاق خانم مرادی این جلسه استثنا در اتاق خانم آرام والا در اداره ارشاد برگزار شد.


در این جلسه به‌طور اختصاصی بر روی طرح کیف کتاب که عنوان آن با نظر دوستان حاضر به «طعم دانایی» تغییر یافت، کار شد.

همان‌طور که در جلسه قبل هم مطرح شد، این طرح قرار است که در روستای خسرو انجام شود.

مصوبات این جلسه را به چند بخش تقسیم می‌شود:

   1.تبلیغات:

چاپ 3 عدد بنر تبلیغاتی و نصب آن در روستا

تبلیغ از طریق دهیاری

حضور در یک نماز جماعت: به این صورت که ابتدا حاج آقای مسجد یک معرفی کوتاه از ما داشته باشند و بعد ما برنامه‌ی خود را معرفی کنیم.

تبلیغات از طریق روزنامه صالح

   2.محتوای کیف:

سه عدد کتاب:‌ الف) کتاب مصور آموزه‌های مذهبی و بهداشتی و اجتماعی و ... برای گروه کودک ب) کتاب «قصه‌های خوب برای بچه‌های خوب» از آقای آذر یزدی برای سوم و چهارم دبستان ج) کتاب «لبخند انار» از آقای هوشنگ مرادی کرمانی برای گروه نوجوان

یک عدد مجله برای خانواده

بروشور و تبلیغات کتابخانه‌ها

فرم عضویت رایگان نزدیک‌ترین کتابخانه به روستا

نکته: کتاب‌های قرار داده شده در داخل بسته مخصوصاً کتاب «لبخند انار» از خانواده‌ها همراه برگه پاسخ مسابقه و بار خورد، باز پس گرفته می‌شوند. این کتاب‌ها در کیف روستای دیگر قرار می‌گیرند. بعد از گذشت مدت‌زمان اندک به مردم همین روستای خسرو کتاب‌های دیگری داده می‌شود.

   3.بازخورد:

مسابقه خلاصه‌نویسی

توضیح اینکه کدام داستان بهتر بود – با کدام شخصیت ارتباط برقرار کردند و ...

دادن جوایزی مانند بلیت سینما و ...


این‌ها مصوبات اصلی برای اجرای برنامه بود؛ اما در کنار این‌ها مصوبات دیگری هم داشتیم:

مصاحبه با سایت پاکدشتی‌ها توسط خانم مرادی

تهیه محتوای کیف: خانم مرادی

تهیه کیف: آقای مولایی

شناسایی دقیق خانوارها (این شناسایی باید در این جلسه اعلام می‌شد که متأسفانه این امر صورت نگرفت)

بررسی و تحلیل کتاب لبخند انار در جلسه مورخ 19/06/1394

تشکیل جلسه مورخ 26/06/1394 در بخشداری شریف‌آباد و دعوت از بخشدار شریف‌آباد آقای حاجی و دهیار روستای خسرو

آقای فارغی موضوع‌هایی که قرار است در جلسه معرفی در نماز جماعت، به آن‌ها اشاره می‌کنیم را نوشته‌اند. موضوعاتی از قبیل: واقعیات، تهدیدات، رسانه‌ها و آفات، تبلیغات، مبارزه با جهالت، ترویج دانایی، فواید دانایی، بهبود شرایط زندگی، دوری از اعتیاد، دانستن مهارت‌های زندگی، بهبود روابط انسانی، رشد افکار و بالا بردن نگاه

 

[ ۱۳ شهریور ۱۳٩٤ ] [ ۸:٢٩ ‎ق.ظ ] [ امین پازوکی ] [ نظرات () ]

هوالروف

 

گزارش سومین جلسه «اتاق فکر و هم اندیشی» به تاریخ 1394/06/05 در کتابخانه امام جعفر صادق علیه‌السلام

حاضرین:

سرکار خانم مرادی

سرکار خانم آرام والا

جناب آقای رئوفی

جناب آقای مولایی (مسئول امور فرهنگی شهرداری (زیاد مطمئن نیستم سمت ایشان را درست نوشته باشم))

جناب آقای فارغی (پوزش بابت نوشتن فاروغی در گزارش‌های قبلی)

جناب آقای برزگر (نماینده کتابداران)

و بنده امین پازوکی

 

در ابتدای جلسه سرکار خانم مرادی الگوهای ترویج کتاب‌خوانی در دیگر کشورها را که بررسی کرده بودند ارائه دادند. طرح «کتاب‌های شروع» ‌در کشور ژاپن. خلاصه این طرح به این صورت هست که دولت وقتی کودکی به دنیا می‌آید به والدین آن‌ها بسته‌ای را می‌دهد که حاوی دو عدد کتاب برای خود والدین، کارت عضویت کتابخانه برای نوزاد و یک بروشور حاوی اطلاعات تمام کتابخانه‌های شهر می‌باشد.

در ادامه آقای مولایی هم پیشنهاد‌هایی داشتند که بدین شرح است:

شناسایی نقاط قوت و ضعف شهرستان

دعوت از کسانی که در انجمن‌های مختلف در این زمینه کارکرده‌اند و استفاده از تجربیات آنان

معرفی «کتاب سال» در سال‌های گذشته

معرفی تازه‌های کتاب درباره‌ی ادبیات کهن

 

پس از معرفی این پیشنهاد‌های و بحث درباره آن‌ها به بررسی طرح‌های جلسه گذشته پرداختیم:

1. بررسی طرح سیر مطالعاتی در مدارس:

دعوت از خود نویسنده برای معرفی کتاب خود و گفتگو با دانش‌آموزان درباره‌ی آن

رایگان بودن کتاب معرفی‌شده برای دانش آموزان

بعد از جلسه معرفی، حضور هر هفته در مدرسه و ایجاد کلاس نویسندگی به این بهانه

 

2. بررسی طرح سبد کتاب:

مصوبات:

روستای هدف: روستای خسرو

از آثار هوشنگ مرادی کرمانی یک کتاب انتخاب شود

کیف یا پاکتی که طرح و نوشته روی آن درج‌شده باشد

محتوای کیف: یک کتاب – یک مجله برای خانواده – تبلیغات و بروشور کتابخانه‌ها

 

شرح وظایف اعضا در رابطه با طرح سبد کتاب:

بررسی و انتخاب کتاب: خانم آرام والا

تهیه کیف و طراحی آن: آقای مولایی

بررسی و هماهنگی با مسئولین روستا: آقای برزگر

اجرا:‌آقایان رئوفی، فارغی و پازوکی

 

طرح‌هایی که باید برای جلسه آینده آماده شوند:

کتابی که قرار است در طرح سبد کتاب قرار بگیرد شناسایی و بررسی و معرفی شود

طراحی و تهیه حداقل یک نمونه از کیف

هماهنگی با دهیار و مسئولین روستا انجام شود

تعداد خانوار روستای خسرو برآورد شود

[ ۱۱ شهریور ۱۳٩٤ ] [ ۸:٠٥ ‎ق.ظ ] [ امین پازوکی ] [ نظرات () ]

هوالواحد

 

گزارش جلسه «اتاق فکر» به تاریخ 29/05/1394 در کتابخانه امام جعفر صادق علیه‌السلام

حاضرین:

  1. سرکار خانم مرادی (رئیس اداره کتابخانه‌های عمومی شهرستان پاکدشت)
  2. خانم آرام والا (نماینده اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی و فعال در حوزه کتاب)
  3. خانم سرلک (کتابدار کتابخانه امام جعفر صادق علیه‌السلام و دفتردار خانم مرادی)
  4. آقای رئوفی (کارشناس ارشد مدیریت برنامه‌ریزی (اگر اشتباه نکنم))
  5. آقای فاروغی (دکترای ادبیات و از اعضای فعال کتابخانه امام صادق علیه‌السلام)
  6. خودم (مسئول کتابخانه امام هادی علیه‌السلام و از اعضای فعال کتابخانه امام صادق علیه‌السلام)

 

در ابتدای جلسه خانم مرادی گزارشی از دومین جلسه انجمن کتابخانه‌های عمومی شهرستان پاکدشت که در تاریخ 21/05/1394 برگزار شد،  ارائه دادند.

در این جلسه یک سری طرح‌ها تصویب شدند که  بدین شرح می‌باشند:

  1. نشست کتاب‌خوان: این طرح این‌گونه است که طی یک برنامه (در ادامه برنامه‌ها) علاقه‌مندان به معرفی کتابی که خوانده‌اند بپردازند و در رابطه با آن با دیگران به گفتگو بپردازند.
  2. کیف کتاب: قرار است به خانواده‌های روستایی بسته‌های فرهنگی داده شود که شامل کتاب، مجله و مواردی ازاین‌دست است.
  3. خیرات کتاب: این طرح که ایده آن توسط امام جماعی در یکی از مساجد تهران مطرح‌شده این‌گونه است که مردم به‌جای پخش خیرات گل و شیرینی و ...، کتاب خیرات اموات خود کنند. یا می‌توانند هزینه آن خیرات را جهت تجهیز کتابخانه‌ها پرداخت نمایند.

در این جلسه علاوه بر این مطالب، از تشکیل «سمن‌ها» (سازمان‌های مردم‌نهاد) که در آن‌ها حضور و نقش مردم پررنگ است، استقبال شد.

ایده‌هایی هم از طرف برخی افراد مطرح شد. به‌عنوان‌مثال جناب فرماندار خواستار استفاده از فناوری‌های روز برای ترویج فرهنگ کتاب‌خوانی بودند و یا نماینده آموزش‌وپرورش خواستار ایجاد شبکه اجتماعی برای مدارس شدند.

بهترین خبر هم برای ما (اتاق فکر) این بود که آقای فرماندار گفتند در صورت نیاز و خواست ما تمام رؤسای ادارات موظف هستند در جلسه ما شرکت و همکاری لازم را داشته باشند.

پس از گزارش خانم مرادی از آن جلسه آقای فاروغی صحبت کردند. ایشان ضمن ابراز خوشحالی از ایجاد چنین اتاقی گفتند که ما باید خودمان را جدی بگیریم. ما می‌توانیم منشأ کارهای بزرگ باشیم. ایشان در ادامه صحبت‌های خود ضمن بیان این مطلب که ما باید طعم کتاب را به مردم بچشانیم، گفتند که ما نباید آزمون‌وخطا کنیم. باید از دیگر کشورها الگوبرداری و پس از بومی‌سازی از آن‌ها استفاده کنیم. باید ببینیم که چرا و چطور کشور آلمان روزی هشت ساعت سرانه مطالعه دارد؟ چرا مثلاً ژاپن در دستشویی‌ها هم کتاب قرار داده است؟

دیگر نکته‌ای که ایشان به آن اشاره داشتند بحث جذابیت بود. این‌که اول ببینیم جذابیت چیست؟ و سپس ببینیم که چه کتاب‌هایی جذاب هستند و آن‌ها را شناسایی کنیم.

پس از صحبت‌های آقای فاروغی، آقای رئوفی توضیحاتی را داشتند. ایشان اشاره کردند که ما باید مبدأ حرکت خودمان را در نظر بگیریم. مبدأ حرکت ما «آسیب‌شناسی» است. ایشان در ادامه به بحث «انگیزش» هم اشاره‌ای داشتند.

من هم با توجه به صحبت‌های آقای رئوفی و تأیید گفته‌های ایشان گفتم که دقیقاً باید اولین کار ما آسیب‌شناسی باشد. با بیان یک مثال که حاوی برخورد یک مادر و فرزند او با کتابخانه ما  بود، اشاره کردم که خیلی از خانواده‌ها به کتاب به چشم یک سرگرمی به درد نخود و پوچ نگاه می‌کنند. شاید ازنظر آن‌ها کتاب، بی‌ارزش‌تر از کارتون و حتی بازی کامپیوتری باشد. ما باید بیاییم از مزایا و اهمیت کتاب برای آن‌ها بگوییم و دیدشان رو عوض کنیم. وقتی خانواده و فرد متوجه شوند که کتاب خواندن چه تأثیراتی دارد به آن احساس نیاز پیدا می‌کنند. وقتی‌که احساس نیاز پیدا کردند، خودشان برای رفع نیاز خود تلاش می‌کنند و به سمت کتاب می‌روند.

یک لیست از مزایای کتاب‌خوانی هم آماده کرده بودم که پس از ارائه آن به خانم مرادی قرار شد برای دیگر دوستان هم این لیست تهیه و تقدیم شود.

در ادامه خانم آرام والا با توجه به اینکه نزدیک بازگشایی مدارس هستیم، طرح «سیر مطالعاتی»‌در شش مدرسه را برای شش ماه پایانی سال 94 ارائه دادند. اینکه ما در هرماه برای یک مدرسه کتاب تهیه کنیم. به‌عنوان‌مثال کتاب‌های جلال آل احمد یا کتاب‌های هوشنگ مرادی کرمانی که جذاب هستند. یک کتاب انتخاب شود و آن را به دانش آموزان معرفی کنیم. سپس کتاب در اختیار دانش آموزان قرار داده و پس از دو هفته بازخورد گرفته شود.

در ادامه این طرح آقای فاروغی گفتند که چه‌بهتر است این طرح در سطح عموم مردم انجام شود؛‌ نه فقط دانش آموزان.

با توجه به این‌که طرح کیف کتاب قرار است به‌زودی اجرا می‌شود، به پیشنهاد خانم مرادی به سراغ این طرح رفتیم. قرار بر این شد که این طرح در روستاهایی که کمبود امکانات دارند و حتی کتابخانه سیار به آنجا نمی‌رود اجرا شود. تصمیم بر این شد کتاب‌هایی انتخاب شوند که بتوانیم از آن‌ها حمایت کنیم و بتوانیم حداقل درباره‌ی آن‌ها صحبت کنیم. بر طبق این تصمیم «انتخاب کتاب» و «توزیع کیف کتاب» بر عهده اعضای اتاق فکر گذاشته شد.

در آخر هم یک طرح دیگر مطرح و پیشنهاد شد از طرف آقای فاروغی که آن طرح «خوانش و تبیین آثار برجسته ادبی ایران» بود.

در ضمن برای جلسه بعد هم کارهایی قرار شد انجام شود. خانم مرادی باید بر روی طرح‌های دیگر کشورها در ترویج فرهنگ مطالعه کار کنند و من هم تحقیقی در حوزه «آسیب‌شناسی مطالعه» داشته باشم.

 

 

این هم «مزایا و نتایج انس با کتاب و کتاب خوانی»

[ ۳۱ امرداد ۱۳٩٤ ] [ ۱٠:۳٤ ‎ق.ظ ] [ امین پازوکی ] [ نظرات () ]

هوالمجید

 

سلام

امروز جلسه اتاق فکر که گفته بودم برگزار شد. من بودم و آقای ادیب و خانم مرادی و آقای کاظمی که کتابدار یه کتابخونه دیگه هست و یکی از ارشاد به نام خانم آرام والا و یه آقایی که من آخرش نفهمیدم رشته تحصیلیش چی بود و دقیقا چه کاره بود. آخه هی می گفت من اونجا اینجوری می کنم اونجا اونجوری می کنم اینور رفتم اونور رفتم با فلانی همکاری دارم با فلانی کار می کنم چند روز پیش با فلانی رفته بودیم جایی و هی چرت و پرت می گفت. ایشون که یادم رفته فامیلیشون رو همسر یکی از کتابداران شهرستان هستن تو یه کتابخونه دیگه.

البته سه نفر دیگه هم قرار بود باشن که نیومدن.

قرار بر این شد که به غیر از آقای ادیب و خانم مرادی که به دلایلی نخواستن مستقیم تو گروه باشن ما هفت نفر شدیم هسته اصلی اتاق فکر. البته آقای ادیب و خانم مرادی هم هستن در کنارمون ولی ما هفت نفر اصلی هستیم.

هدف از تشکیل این اتاق فکر یا بهتر بگم وظیفه این گروه اینه که راه حل هایی برای بیشتر کتاب خوندن افراد جامعه ارائه بده. قرار بر این شد که اولیت کاری ما باشه روی خانم های خانواده یا بهتر بگم مادران. چون مادران در تربیت خانواده محوریت دارن و اگه ما بتونیم یک مادر رو با کتاب همراه کنیم اون خانواده با کتاب همراه میشن. یا تلاش کنیم که اگر مادر خودش نمی تونه کتاب بخونه این زمینه رو برای فرزندان ایجاد کنه که کتاب بخونن. حالا باید از جلسه بعدی بشینیم روی این موضوع صحبت کنیم که چه کارهایی تو این رابطه می تونیم انجام بدیم.

این یه بحث که بحث اصلی بود.

بحث دیگه این بود که یه فراخوان بذاریم و از علاقه مندان دعوت کنیم که بیان تو این جلسات شرکت کنند و راهکار ارائه بدن.

یه طرحی هم خود نهاد کتابخونه ها داره که قراره توی مهرماه تو پاکدشت انجام بشه. اونم اینه که عده ای از افراد بیان و یک کتاب رو معرفی کنن و درباره اون صحبت کنند. گفتیم می تونیم از این طرح هم استفاده کنیم و تو سطح شهرستان از این جلسات داشته باشیم تا افراد بیشتری بتونن شرکت کنن.

طرح های دیگه ای هم ارائه شد مثل استفاده از این شبکه های اجتماعی موبایلی و طرح های دیگه. کلا امروز میشه گفت که این طرح ها عنوان شدن و باید تو جلسات بعدی روی این طرح ها کار بشه و عیب و ایراداشون برطرف بشه. ببینیم اصلا کدوم طرح خوب هست یا کدوم طرح به درد نمی خوره. اونایی هم که به درد می خوره چطور باید اجرا بشه و باقی ماجرا.

جلساتمون هم قراره که هر دوهفته یکبار پنج شنبه ها برگزار بشه.

کلا جلسه خوبی بود و اگه ادامه پیدا کنه که ان شاء‌الله ادامه پیدا می کنه می تونه خیلی مفید باشه.

 

اما من چی گفتم اونجا؟

خب من دوتا مطلب رو بیان کردم و از خودم مثال زدم. گفتم که خوب من تو این سه چهار سال اخیر خیلی بیشتر با کتاب ارتباط برقرار کردم و می تونم بگم دلیل اصلیش هم بوکی هست. وقتی با این شبکه آشنا شدم و یکی دوتا مطلب در مورد کتابا گذاشتم و دیدم که می تونم با دیگران در مورد کتاب ها صحبت کنم برام خیلی جذاب بود و این باعث شد که من بیشتر کتاب بخونم و سعی کنم که معرفی خوبی از کتاب داشته باشم. این می تونه خیلی تاثیر گذار باشه که بتونی یک کتاب رو بخونی و بیایی در موردش صحبت کنی و نظرت رو بگی. حتی یادمه یه مدت تب جلال آل احمد خونی تو شبکه راه افتاده بود و همه سعی می کردن که کتاب هایی که از ایشون معرفی شده رو بخونن و یا کتابی که معرفی نشده رو بخونن و اونو معرفی کنن. من فکر می کنم اگه بتونیم یه همچین طرحی رو حالا یا به صورت مجازی مثل بوکی یا واقعی مثل همین جلساتی که نهادگذاشته داشته باشیم و چند وقت یه بار دورهم جمع بشیم و در مورد کتاب ها صحبت کنیم می تونه موثر باشه.

مطلب دومم هم در مورد الگوهای داخل خونه بود. اول مادر و بعد پدر. من باز ازخودم مثال زدم که وقتی کوچیک بودم چون بچه آخر هستم میدیدم که همه با کتاب سرو کار دارن منم علاقه به کتاب پیدا کردم. یه بچه نگاه می کنه به بزرگترشو حرکات اونو در نظر میگیره. چون اونا رو بزرگ می دونه فکر می کنه که اگه خودش هم مثل اونا رفتار کنه یعنی بزرگه. مثلا اگه بزرگترا کتاب بخونن اونم ژست کتابخونی می گیره و خواه نا خواه با کتاب مأنوس میشه. اگه ما بتونیم این الگوها مخصوصا مادر رو که فکر می کنم تاثیر گذاری زیادی روی بچه ها به خاطر تربیت اونا داره رو با کتاب آشتی بدیم این بچه ها  هم با کتاب آشتی می کنن و در چند سال آینده که این بچه ها بزرگ شدن و خودشون پدر یا مادر شدن این تاثیر رو روی بچه های خودشون می ذارن و این چرخه می تونه ادامه داشته باشه.

 

راستی عکس هم ازمون انداختن. احتمالا یک شنبه میرم اونجا. اگه تونستم عکس ها رو می گیرم و براتون میذارم لبخند

[ ۱٦ امرداد ۱۳٩٤ ] [ ٤:۱٦ ‎ق.ظ ] [ امین پازوکی ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By SibTheme :.

درباره وبلاگ

صفحات دیگر
امکانات وب