علم برای همه
وبلاگی در رابطه با مطالب علمی، آموزشی، کتاب، شعر و ... 
قالب وبلاگ
نويسندگان
پيوندهای روزانه

هو الحسیب

 

سلام

دیروز یعنی شنبه که کتابخونه بودم داشتم مجله های تازه اومده رو نگاه می کردم که رسیدم به مجله «انشاء‌ و نویسندگی». در میان صفحات مجله مطلبی بود که برایم جالب بود که به نوعی تقاضای نویسندگی بود.

به این صورت که ده موضوع مختلف رو بیان کرده بود و خواسته بود که یکی رو انتخاب و بر اساس اون داستانی رو بنویسید و به ایمیل مجله بفرستید تا به اسم خود شخص چاپ بشه.

راستش خودمم دوست دارم نویسندگی رو ولی تاحالا داستان ننوشتم. شاید این موضوع شروعی باشه برای نویسندگی خودم. البته اگه وقتش رو داشته باشم. چند تا از دوستان هم هستن که می دونم علاقه به نوشتن دارن و حتی داستانشون رو هم به من دادن که بخونم ولی من نخوندم. (با عرض شرمندگی خدمت اون دوستان).

گفتم این مطلب رو تو وبلاگم بزارم تا شما هم اگه مایل بودید استفاده کنید.

 

 

10 سوژه برای نوشتن

با کدام یک از سوژه های زیر بیش تر ارتباط می گیرید؟ مایل بودید داستان خود را درباره ی آن بنویسید و به نشانی مجله بفرستید. به نام خودتان چاپ خواهد شد. enshavanesandegi@gmail.com

  1. پسری که با تاکسی فرودگاه بعد از سال ها جلوی در خانه شان پیاده می شود و می بیند آمبولانسی آن جا پارک کرده ...
  2. دو دوست که لب ساحل نشسته اند و در صد متری خودشان توی آب یک شیء می بینند و هر کدام نظرشان را راجع به آن می گویند. (یک داستان دیالوگ محور در 51 خط)
  3. دختری که پدرش قول داده برایش یک لپ تاب می خرد. مدتی می گذرد و پدر در خریدنش تأخیر دارد، یا از پس خریدش بر نمی آید. دختر برای او نامه می نویسد. (داستان کوتاه به شکل نامه)
  4. در یک اردوی دانش آموزی یکی از شاگردان، وسط حرم امام رضا علیه السلام گم می شود و اتفاقی برایش می افتد...
  5. در یکی از غروب های پاییز، زن و شوهر سالمندی وارد رستوران می شوند. رفتار و حرکاتشان سبب جلب توجه بقیه مشتریان می شود. هر کدام از منظر خودشان راجع به آن دوتا قضاوت می کنند.
  6. دو دوست در یک سفینه ی تخیلی به یک سیاره سفر می کنند و اتفاقات عجیبی برایشان می افتد...
  7. در یک گالری مراجعه کنندگان از یک مجسمه استقبال زیادی کردند و این باعث کشف بخشی از زندگی مجسمه ساز می شود.
  8. پسری که دچار اعتیاد به مواد مخدر می شود. معلم ریاضی متوجه می شود و کمکش می کند تا اعتیاد را ترک کند.
  9. داستان زندگی و انزوای مرد مسنی که توی خیابان ویلا، درخت کریسمس می فروخت.
  10. همسایه ای که هر شب بوی کبابش توی راه پله ی ساختمان می پیچد و از منظر همسایه ی طبقه بالا روایت می شود.

 

[ ۱٢ بهمن ۱۳٩۳ ] [ ۱٢:٢٥ ‎ب.ظ ] [ امین پازوکی ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By SibTheme :.

درباره وبلاگ

صفحات دیگر
امکانات وب