علم برای همه
وبلاگی در رابطه با مطالب علمی، آموزشی، کتاب، شعر و ... 
قالب وبلاگ
نويسندگان
پيوندهای روزانه

هو الباری

 

امتیازات قرآن

أَمْ یَقُولُونَ افْتَرَاهُ قُلْ فَأْتُواْ بِسُورَةٍ مِّثْلِهِ وَادْعُواْ مَنِ اسْتَطَعْتُم مِّن دُونِ اللّٰهِ إِن کُنتُمْ صَادِقِین (یونس / 38)

بلکه می‌گویند: قرآن را بافته (و به دروغ به خدا نسبت داده) است. بگو: اگر راست می‌گویید (که قرآن، سخن بشر است، نه کلام خدا)، پس سوره‌ای همانند آن بیاورید و هر که را غیر از خدا می‌توانید به یاری بخوانید؟

  • چون سخن از تحدّی قرآن است، به گوشه‌ای از امتیازات این معجزه‌ی جاودان الهی اشاره می‌شود:
  1. گنجاندن معارفی بلند در کلماتی کوتاه: مثلاً در مورد زن و مرد تعبیر می‌کند، «هنّ لباس لکم و انتم لباسٌ لهنّ»[1] زنان لباس شما و شما لباس آنها هستید. برای بیان سستی قدرت‌های غیر الهی، آنها را به خانه‌ی عنکبوت تشبیه می‌کند.[2] و یا این که از آفریدن یک پشه آنان را ناتوان می‌داند. «لن یخلقوا ذباباً»[3]
  2. شیرینی کلام و نفوذ: اگر هزار بار هم خوانده شود، کهنه نمی‌شود، بلکه هر بار نکته‌ای به دست می‌آید.
  3. آهنگ و موسیقی کلام: طنین و آهنگ کلمات آن، مخصوص است و اگر آیه‌ای از قرآن در میان سخنان هر عرب زبان، یا در میانِ روایات باشد، مشخّص است.
  4. جامعیّت قرآن: از برهان تا مثل، از دنیا تا آخرت و نیز مسائل خانوادگی، حقوقی، سیاسی، نظامی، اخلاقی، تاریخی و ... را در بر دارد.
  5. واقعگرایی: محتوای آن مبتنی بر حدس و گمان نیست. حتی داستان‌هایش مستند و واقعی است.
  6. همه‌گیر و جهانی: مردم در هر سطح و هر کجا باشند، از آن بهره می‌برند و قرآن به صورت کتاب تخصّصی نیست.
  7. ابدی: هر چه از عمر بشر و علوم می‌گذرد، اسرار بیشتری از قرآن کشف می‌شود.
  8. رشد فزاینده: با داشتن بیشترین دشمن و ضربات فراوان، بیشترین رشد را در طول عمر خود داشته است.
  9. معجزه‌ای در دست: این معجزه در دست همه است و از نوع سخن و کلمه است که در اختیار همه است.
  10. هم معجزه و هم کتاب دستور و قانون است.
  11. از فردی درس نخوانده و منطقه‌ای محروم از سواد است.
  12. چیزی به آن افزوده یا از آن کاسته نشده است و مصون از تحریف است.


[1] بقره / 187.

[2] عنکبوت / 41.

[3] حج / 73.

 

منبع: دقایقی با قرآن نوشته محسن قرائتی

[ ٢٠ دی ۱۳٩۳ ] [ ۱٠:٤٥ ‎ب.ظ ] [ امین پازوکی ] [ نظرات () ]

هو الجلیل

سلام بزرگواران

امیدوارم حالتون خوب باشه.

راستش دو سه روز پیش تو کتابخونم داشتم دنبال یه کتاب می گشتم که چشمم خورد به کتاب «دقایقی با قرآن». قبلا مقداری از این کتاب رو خونده بودم ولی نتونستم کامل بخونمش. نکات جالبی رو از آیات قرآن میگه.

پیش خودم گفتم خوبه که تو وبلاگ بذارم. اینجوری هم من کتاب رو کامل خوندم هم اینکه شما می تونید استفاده کنید.

این کتاب «دقایقی با قرآن» نوشته «محسن قرائتی» از انتشارات «مرکز فرهنگی درسهایی از قرآن» هست.

امیدوارم که خوشتون بیاد.

اما اولین بحثی که براتون آوردم اسمای حسنای خداوند هست:

 

 

اسمای حسنای خداوند

وَ لِلّٰهِ الْأَسْمَآءُ الْحُسْنی فَادْعُوهُ بِهَا وَ ذَرُواْ الَّذِینَ یُلْحِدُونَ فِی أَسْمائِهِ سَیُجّزَوْنَ مَا کَانُواْ یَعْمَلُونَ (اعراف / 180)

و نیکوترین نام‌ها برای خداوند است، پس خداوند را با آنها بخوانید. و کسانی را که در اسم‌های خدا به کژی و مجادله میل دارند (و به جنگ و ستیزه می‌پردازند و صفات خدا را بر غیر او می‌نهند) رها کنید. آنان به زودی به کیفر آنچه می‌کردند، خواهند رسید.

  • گرچه همه‌ی نام‌ها و صفات الهی نیکوست و خداوند همه‌ی کمالات را دارد که قابل احصا و شماره نیست، امّا در روایات، بر 99 اسم تکیه شده که در کتب اهل سنّت مانند: صحیح مسلم، بخاری، ترمذی نیز آمده است. و هر کس خدا را با آنها بخواند، دعایش مستجاب می‌شود.[1] و هر کس آنها را شماره کند، اهل بهشت است. البتّه منظور تنها شمردن لفظی و با حرکات لب نیست، بلکه توجّه و الهام گرفتن از این صفات و اتّصال به آنهاست. این 99 اسم، عبارتند از :« اللّه، اله، الواحد، الاحد، الصّمد، الاوّل، الآخر، السّمیع، البصیر، القدیر، القاهر، العلیّ، الاعلی، الباقی، البدیع، البارّ، الاکرم، الظاهر، الباطن، الحیّ، الحکیم، العلیم، الحلیم، الحفیظ، الحقّ، الحسیب، الحمید، الحفیّ الرّب، الرّحمن، الرّحیم، الذّارء، الرّازق، الرّقیب، الرؤوف، الرّائی، السّلام، المؤمن، المهیمن، العزیز، الجبّار، المتکبّر، السیّد، السُبّوح، الشهید، الصادق، الصانع، الطاهر، العدل، العفو، الغفور، الغنیّ، الغیاث، الفاطر، الفرد، الفتّاح، الفالق، القدیم، الملک، القدّوس، القویّ، القریب، القیّوم، القابض، الباسط، قاضی الحاجات، المجید، المولی، المنّان، المحیط، المبین، المقیت، المصوّر، الکریم، الکبیر، الکافی، کاشف الضرّ، الوتر، النور، الوهّاب، الناصر، الواسع، الودود، الهادی، الوفیّ، الوکیل، الوارث، البرّ، الباعث، التوّاب، الجلیل، الجواد، الخبیر، الخالق، خیر النّاصرین، الدیّان، الشکور، العظیم، اللطیف، الشافی».[2]
  • در قرآن، اسامی خدا تا 145نام آمده و عدد 99 در روایات، یا برای این است که برخی نام‌ها قابل ادغام و تطبیق بر بغض دیگر است، یا مراد این است که این نام‌ها در قرآن نیز هست، نه اینکه فقط این تعداد باشد. در بعضی آیات، مضمون این نام‌ها وجود دارد. مثلاً «صادق»، به عنوان نام خدا در قرآن نیست، ولی آیه‌ی «و من أصدق من اللّه قیلاً»[3] یعنی چه کسی راستگوتر از خداست؟ آمده است. در برخی روایات و دعاها مانند دعای جوشن کبیر، نام‌های دیگری هم برای خدا بیان شده است، البّه بعضی از اسمای حسنای الهی، آثار و برکات و امتیازات خاصّی دارد. فخر رازی می‌گوید: همه‌ی صفات خداوند، به دو چیز بر می‌گردد: بی‌نیازی او و نیاز دیگران به او.[4]
  • امام صادق علیه السلام فرمود: به خدا سوگند، اسمای حسنی ماییم.[5] یعنی صفات الهی در ما منعکس شده است و ما راه شناخت واقعی خداییم. طبق این احادیث، جمله‌ی «ذروا الّذین یلحدون»، به ما می‌گوید که به ملحدین فضائل اهل بیت علیهم السلام تکیه و اعتنا نکنید.

در روایت دیگری امام رضا علیه السلام فرمودند: ما اهل بیت علیهم السلام اسمای حسنای خدا هستیم که عمل هیچ کس بدون معرفت ما قبول نمی‌شود. «نحن واللّه الاسماء الحسنی الّذی لا یقبل اللّه من احد عملاً الاّ بمعرفتنا».[6]

  • عبارت «الاسماء الحسنی»، چهار بار در قرآن آمده است.[7] اسمای حسنی سه مصداق دارد: صفات الهی، نام‌های الهی، و اولیای الهی.[8]
  • امام رضا علیه السلام فرمود: هرگاه به شما مشکلات و سختی روی آورد، به وسیله ما از خداوند کمک بخواهید و سپس فرمود: «و للّه الاسماء الحسنی فادعوه بها».[9]
  • امام رضا علیه السلام فرمود: «انّ الخالق لا یوصف الاّ بما و صف به نفسه» آفریدگار، جز به آنچه خود توصیف کرده، وصف نمی‌شود. یعنی نمی‌توان از پیش خود بر خدا نام نهاد. مثلاً او را عفیف و شجاع و امثال آن نامید.[10]
  • اسم، نمایانگر مسمّی است، ذات خداوند مقدّس است، نام او هم باید مقدّس باشد. بنابراین هم ذات خدا را باید منزّه شمرد، «سبحانه عمّا یشرکون»[11] و هم نام او را تنزیه کرد. «سبّح اسم ربّک الاعلی»[12] لذا قرار دادنِ نام دیگران در ردیف نام خدا جایز نیست و نمی‌توان گفت: به نام خدا و خلق.
  • شهید مطهری می‌گوید: نام‌های خداوند جنبه علامت ندارند، بلکه نمایان‌گر صفت و حقیقتی از حقایق ذات مقدّس او می‌باشند.[13]
  • امام صادق علیه السلام ذیل این آیه فرمود: غیر خدا را با اسم‌های الهی نام ننهید و آنگاه به مناسبت جمله «یلحدون فی اسمائه» فرمود: «یضعونها فی غیر مواضعها» آنان نام‌های الهی را در غیر مورد آن بکار می‌برند و با این کار، مشرک می‌شوند و به همین دلیل خداوند فرمود: «و ما یؤمن اکثرهم باللّه و هم مشرکون»[14] ایمان اکثر مردم با شرک همراه است.[15]


[1] تفاسیر المیزان و نمونه.

[2] تفاسیر مجمع البیان و نورالثقلین؛ توحید صدوق.

[3] نساء / 122.

[4] تفسیر کبیر فخر رازی.

[5] تفسیر نورالثقلین؛ کافی، ج1، ص143.

[6] تفسیر اثنی عشری.

[7] اسراء / 110؛ طه / 8؛ حشر / 24 و این آیه.

[8] تفسیر فرقان.

[9] بحار، ج91، ص5.

[10] تفسیر فرقان.

[11] توبه / 31.

[12] اعلی / 1.

[13] آشنایی با قرآن، ص 14.

[14] یوسف / 106.

[15] تفسیر نور الثقلین؛ توحید صدوق، ص 324.

[ ۱٠ دی ۱۳٩۳ ] [ ۱٠:٠۳ ‎ب.ظ ] [ امین پازوکی ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By SibTheme :.

درباره وبلاگ

صفحات دیگر
امکانات وب